خدا جونم پسرمو دوباره بهم بخشید!
خدا جونم پسرمو دوباره بهم داد! روزز سه شنبه 92/4/11 رفتم کیارش جونمو از مهدش ورش داشتم ( تا یادم نرفته بگم که جینقیلی مامان از 92/4/7 (تقریبا از اواخر 17 ماهگیش )حدودا دو ساعتی میزارمش مهد ....خیلـــــــــــی تحملش واسم سختـــــــــــه... ولی چاره دیگه ای جز این نداشتم)....خسته از سر کار با پسملی برگشتم خونه! طبق روزهای قبل... جوجو رو گذاشتم تو تخت پارکش تا با اسباب بازی هاش بازی کنه و من بدو بدو مشغول آماده کردن شام بودم تا بعدش برم با خیال آسوده با عشقم بازی کنم! یهو یه حسی تو وجودم افتاد که چـــــــــــــــــــــــــــــــرا از جوجو صدایی در نمیاد بدو رفتم تو اتاقش... وای خدای من چشمتون روز بد نبـــــــــــینه!!!!!!!!!!!!...
نویسنده :
مامی کیارش
16:31



